سخنان سید احمد فردید در مورد قرآن
« قرآن پديده اي(1) بسيار بزرگ در مقابل "شرك" يوناني – يعني زندقه و متافيزيك – است. يك نيروي عظيم و پايدار است . فلسفه ياراي آنرا ندارد كه تمدن اسلامي را بغلطاند و بر آن مستولي شود. غربزدگي به محض ورود به اين تمدن متوقف ميشود و از اينجاست كه دين اسلام بعنوان عاملي براي مقابله با غربزدگي ، ارزشي محتوم پيدا ميكند. اما خوب نبايد فراموش كرد كه حقانيت بقيه اديان كه در چنبره فلسفه قرار ميگيرند ، همچنان براي " پس فردا" محفوظ است. اين حقانيت در" پس فردا" چهره خود را نشان خواهد داد »
1 – تعبير "پديده" را ميبدي به كار برده كه در جلسه بعد همانطور كه ذيلا ملاحظه ميفرمائيد مورد اعتراض استاد قرار گرفته است
نقل از مصاحبه استاد فرديد با عليرضا ميبدي، روزنامه رستاخيز آبان 1355
« ميبدي – راجع به گفت و شنود قبلي باز هم سخني داريد يا ميتوانيم به مباحث ديگري بپردازيم ؟
فرديد – شما از قول من نوشته بوديد قرآن پديده اي بزرگ در برابر فلسفه يوناني ، زندقه و شرك است و فلسفه ياراي آن را ندارد كه تمدن اسلامي را بغلطاند . درست است؟
ميبدي – بله عينا همينطور بود .
فرديد – آقا جان ! برادر عزيز ! من كي گفتم "پديده" ؟ بنده وقتي به اين تعبير يعني "پديده قرآن" رسيدم بند بند وجودم به لرزه افتاد. چون در استعمال كلمات و الفاظ هميشه جانب حزم و احتياط را داشته ام. براي من استعمال الفاظ با ادبيات بافي و فلسفه بافي ملازمه دارد نه با تعاطي حكمت و فلسفه و هنر حقيقي .
بهر صورت براي اين حقير اشتغال به الفاظ غير از تعاطي كلمات است .
صريح عرض كنم كه از گمگشتگي در الفاظ ابدا خوشم نمي آيد. چون واقع بگويم ، از فلسفه بافي گذشته ام. براي بنده فلسفه بافي غير از تعاطي حكمت وفلسفه است. معتقدم كه اگر كسي امروز متعاطي فلسفه بود، نمي تواند از فلسفه نگذرد.
امروز غالبا "فلسفه" زياد از "فلسفه " حرف ميزند. غالب اشخاص مشتغل به فلسفه هستند و فلسفه بافي ميكنند.
پديده يعني فنومن ...فنومن نيز لفظي است كه معني تازه اي دارد و متعلق به فلسفه جديد است.
ميبدي – وفلسفه جديد ريشه در غرب دارد . غربي كه شما با آن ستيز ميكنيد ، بهمين علت است كه نسبت به فنومن نظري شكاكانه و بد بينانه داريد ؟
فرديد – بله ...چرا بايد بگوئيم فنومن و نگوئيم "نمود". نمود اصطلاح سابق حقير است كه در مجله سخن از آن استفاده ميكردم. امروز هم موقتا از پديدار استفاده ميكنم .
ميبدي – بدين ترتيب بايد از الفاظ و اصطلاحاتي كه مربوط به فلسفه خودبنيادانه غربي است پرهيز كرد ؟
فرديد – بله و به همين علت استعمال پديده در مورد قرآن، يعني قرآن را حوالت تاريخي غرب قرار دادن است و اين نكته اي بسيار اساسي است . توجه داشته باشيد كه آنچه من درباره "كلام الله " حقيقت قرآن ميگويم حسابش با تمدن اسلامي جداست »
نقل از بحث آزاد رستاخيز درباره آزادي، مرداد 1357
1 و2 و3 – در متن چاپ شده روزنامه اين كلمات به ترتيب"پرداختم" ، "شدم" و "حساسيت"آمده است كه اشتباه در موارد اول و دوم واضح و مورد سوم را استاد خود در سخنرانيهاي بعد از انقلاب يادآوري نموده است. ضمنا آيه شريفه اي كه منشي زاده در اين جلسه به وزن آن اشاره كرده آيه "اذا زلزلت الارض زلزالها" بوده است .
« اين فرهنگ اشتقاقي، از يك طرف عربيست از يك طرف فارسي، اين بي سابقه است، يك كار علميست، دارم تكميل ميكنم، اين فرهنگ من ميخواهم، با چند نفر … نمي شود! بايد خلاصهاي بدست خودم بنويسم، نميرم يك خدمت بزرگي بكنم.
مسأله جهاني است، مسأله مريد و مراد و مرشد و اين حرفها نيست، اين همه تئوريها هست، از نو خواندم، كار من از نو خواندن مسائلي بعد از غربزدگيست ، زبان عربي را از نو خواندم و اين زبان عربي را چنان از نو خواندم كه مطلب در آخرالزمان تاريخ روش ميشود- براي خودم روشن شده است- و در عين حال اصلا مددي و كمكي است به زبان عربي و ايمان بيشتري به كلام الله مجيد پيدا كردن »
نقل ازمصاحبه استاد فرديد با كيهان فرهنگي در سال 1365، سايت بنياد فرديد
« بنده كتب آسماني را مقدم ميگيرم از كتب افلاطون و ارسطو حتي زمانا. كلامالله مجيد تقدم دارد نسبت به افلاطون و ارسطو حتي زمانا . اين نكته باريك است. اگر شما به زمان فاني برويد تقدم با آنهاست اما در زمان باقي اول كلام الله است. بعدش كتب يوناني. حالا من اگر بخواهم اين را توضيح كنم بايد بروم به دقايق حكمي و اعيان ثابت و سوابق مطلب.
كلام الله پريروزي و پس فردايي است و با كلام الله مجيد نبوت ختام ميپذيرد. پيغمبر اسلام خاتمالانبياء، است. خاتم كدام انبياء؟ انبياء پريروز و در خود قرآن و اخبار هم بارها و بارها گفته شده كه هر چه فرهنگ و تمدن اسلامي جلوتر ميرود و باصطلاح تكامل (!) پيدا مي كند. از الله دور ميشود تا جايي كه امام زمان ظهور ميكند »
نقل از مصاحبه استاد فرديد با جلال مكانيكي در سال 1359با عنوان "نسبت ديانت حقيقي اسلام با علم و فلسفه"







